به همت نشر امیرکبیر کاملترین تصحیح از کلیاتِ سعدی که توانستم پیدا کنم را بر روی وبلاگ شخصی خود در جهت انتشار محتوای اصیل پارسی قرار خواهم داد. این کتاب شامل دو نام بسیار مهم و حیاتی در زندگی اینجانب میباشد: شیخ سعدی و آقای محمدعلی فروغی که یکی را مراد و دیگری را به فاصله حدود هفتصد سال میتوان مرید در نظر گرفت، و البته نقش بنده هم میتواند در مقام یادگیرنده و بازنشردهنده و ایضاً مریدِ مرید-به فاصله صدسال- در نظر گرفت، که البته باعث افتخارم خواهد بود و اگر بتوانم تنها دِینِ به گردن خود را که به دوجهت حس میکنم ادا کرده باشم موجبات مسرتم خواهد شد؛ کلام کوتاه کرده و آن دو دِین را به اختصار در ادامه مینویسم و پس از آن هر آپدیتای که زیر مجموعه «شیخ سعدی» قرار دهم، مواردی خواهند بود که دریافتها و راهگشایی های شیخ از دیدگاه بندهی کمترین برای زندگیام بودهاند و این کار را صرفاً بابت این انجام میدهم که هم مرور مجدد برای خودم باشد و هم اینکه به رشتهی تحریر درآمده و این رشته – رشتهای دیجیتال خواهد بود که به ذات وجودیِ «مَزدازاد» هم خوراکدهی شده باشد- اینکه مَزدازاد چیست و علل شکلگیریاش درنظرم چیست را توی این پست به تفضیل خواهم نوشت- به سراغ شرح دو دِین میروم و کلام این پست تمام است.
دِینِ اول: اینکه زمانهی دیجیتال چه آوردهها و چه گرفتههایی از ما داشته و دارد کلام را به درازا خواهد کشانید و از بحث فعلی دورمان میکند برای همین اگر بخواهم در چارچوب بگویم دین اول این خواهد بود که به فاصلهی یکصد سالی که از شادروان فروغی گذشته بندهی کمترین مسلح به این ابزار دیجیتال هستم و تنها کاری که از دستم برمیآید -“از دست و زبان که بر آید کز عهده شُکرش به در آید”- این است که بازنشر دیجیتال این اثر فاخر را، در حد وُسع خود انجام دهم.
دِین دوم: برمیگردد به اصولِ اولیه خودم که در مورد ادای دین به مملکت ایران است، اینکه ما چنین بزرگانی داریم و شانس ما بوده که به زبان پارسی سخن بگوییم و در این خاک به دنیا آمده و در این خاک پرورش یابیم، حقوقی را به گردنمان میگذارد که به قول خود شیخ اجل در آنجا که به وصف -ابوبکربن سعدبن زنگی- پرداخته و میفرماید “ایزد تعالی وتقدس خطّه پاک شیراز را بهیبت حاکمان عادل و همّت عالمان عامل تا زمان قیامت در امان سلامت نگه دارد
اقلیم پارس را غم از آسیب دهر نیست تا بر سرش بود چو توئی سایۀ خدا
امروز کس نشان ندهد در بسیط خاک مانند آستان درت مأمن رضا
بر تُست پاس خاطر بیچارگان و شکر برما و برخدای جهان آفرین جزا
یا رب زِباد فتنه نگهدار خاک پارس چندانکه خاک را بُوَد و باد را بقا
بامداد21دی1404
مزدازاد